احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
396
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
باوجوداين مكاتبات و مواعيد گوناگون بالاخره دولت به هيچ ترتيب با ميرزا كنار نيامد و كوچك خان نه مايل بود بدولت ايران كه اعتمادى به آن نداشت تسليم شود و نه ميخواست به خاك شوروى برود و نه ميتوانست بجنگند ؛ زيرا اولا دوستانش او را تنها گذاشته بودند ، در ثانى با نامه تسكينآميز روتشتين سفير روسيه عدهء از اتباع خويش را آزاد كرده بود ، قواى دولت هم ميرزا را كه تنها مانده بود تعقيب مينمود او تا جائىكه قدرت داشت مقاومت ورزيد و عاقبت عقب نشست و رفت . . . . رفت تا بالاخره در نقطه دورافتادهء از جنگل ( در گدوك يا بند طالش ) ميان سرما و برف و بوران جان سپرد ( ربيع الثانى 1340 ) . سر او را يكنفر از افراد طالش كه گويا « ساعت » نام داشته از تن جدا و براى گرفتن جايزه بقواى دولتى ارائه ميدهد و تن او همانجا دفن مىشود . خالو قربان داوطلب مىشود كه سر را بطهران ببرد و معلوم نيست چگونه بعد سر را در حسنآباد مدفون ساختند . بارى پس از حوادث شهريور 1320 پيروان نهضت جنگل موفق شدند بطورىكه ميرزا سابقا وصيت كرده بود سر و تن وى را در سليمان داراب به خاك سپارند . ( اطلاعات راجع به حوادث جنگل با مساعى جميله دكتر كاشف زند از منابع مختلفه جمعآورى شده است )